آقای اکبرجوجه، خیلی ممنون

در سال ۱۳۲۳ و شاید یکی دو سال این طرف و آن طرف بود که اکبر کلبادی و همسرش با سرمایه‌ی بسیار کم قهوه‌خانه‌ای در جاده‌ی گلوگاه مازندران راه انداختند.

در سال ۱۳۲۳ و شاید یکی دو سال این طرف و آن طرف بود که اکبر کلبادی و همسرش با سرمایه‌ی بسیار کم قهوه‌خانه‌ای در جاده‌ی گلوگاه مازندران راه انداختند. اکبر کلبادی مردی ریزجثه و مازنی بود و همسری همراه با دست‌پخت عالی داشت.

قهوه‌خانه آن اوایل فقط صبحانه سرو می‌کرد و کم کم وقتی که پای راننده‌های اتوبوس و کامیون به آن باز شد و کاسبی داشت رونق می‌گرفت، صنمبر خانوم یک غذای ساده اما لذیذ را برای ناهار معرفی کرد: جوجه‌های محلی سرخ‌شده در کره به همراه برنج زعفرانی و رب‌انار غلیظ مازندرانی که کنارش هم پیاز می‌گذارند.

 

 

همین غذای به ظاهر ساده هر روز آدم‌ها را می‌کشاند به قهوه‌خانه‌ی اکبرآقا. به مرور قابلمه‌ای که روزهای اول برای ده دوازده نفر غذا درست می‌کرد با یک دیگ بزرگ جایگزین شد و جای قهوه‌خانه هم آمد به جاده‌ی شوسه که توی مسیر مازندران به گلستان بود و پای مشتریان جدیدی را هم به آن‌جا باز کرد. مشتریان هم که به عشق چلوجوجه‌های خاص اکبرآقا و صنمبر خانوم به آن‌جا می‌آمدند به این قهوه‌خانه نام اکبر جوجه را دادند. البته بعضی‌ها هم می‌گویند لقب اکبرجوجه به خاطر ریزه‌میزه‌بودن اکبر کلبادی بوده.

حالا بیشتر از هفتاد سال است که چهار نسل ایرانیان رفتند شمال و اکبرجوجه خوردند و این غذا یکی از غذاهای محلی مازندران شده است. اکبرجوجه هم کار و کاسبی را سپرده به پسران و لوگوی جوجه‌ی کوچک طلایی سر در چندین شعبه‌ی این رستوران در شهرهای مختلف شمال ما را گرسنه می‌کند. فکر کنید رفتید برای تعطیلات شمال، هوا هم دل‌پذیر شده و خانواده و دوست‌های دوست‌داشتنی‌تان هم همراه‌تان هستند، اسم اکبرجوجه را ببینید ضعف نمی‌کنید؟

دیدگاهی درج نشده

شما اولین کسی باشید که به این مطلب نظر می دهید.